احمد مجد الاسلام كرمانى

177

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

ناگوار بود كه يكسال از عمر خود را مىداد كه از شر نيم ساعت مجلس رسمى آسوده باشد و هميشه آدم مخصوصى در باغ و خلوت كه محل جلوس شاه بود قراولى ميكرد ، تا امين الدوله در دوره صدارتش و يا صدراعظم ميرزا على اصغر خان در دو دوره صدارتش بفرم شرف‌يابى به طرف گلستان روانه ميشوند فورا قراول مخصوص سفير بلندى ميزد و آنكه در ابتداى پله عمارت كشيك ميكشيد بحاضرين حضور خبر مىداد آنوقت تمام درباريها فرار ميكردند و در اطاق‌ها پنهان ميشدند خود شاه هم سروصورت و لباس خود را در مقابل آنها اصلاح ميكرد و روى صندلى جلوس ميفرمود و اگر چنانچه احيانا مطالب معروضه وزير بسيار بود و طول ميكشيد و تقريبا زيادتر از نيم ساعت ميشد ، فورا يكى از عمله خلوت از دور ساعت خود را نشان مىداد آنوقت يا حكم بآوردن نهار ميفرمودند اگر موقع نهار بود و الا غفلتا ناله كشيده خود را مريض و مبتلاى بدل درد جلوه ميدادند ، صدراعظم يا سفير يا هركس كه مزاحم عيش شاه بوده با نهايت افسردگى مرخصى ميگرفته و ميرفته و به مجرد رفتن او يعنى هنوز از يك عمارت پائين نرفته كه پرده ميافتاد و تياترها بازيهاى هرزگى شروع شد و كمتر كار آنها اين بود كه يكديگر را در حوض بيندازند يا تخم مرغ . . . . استعمال كنند يا . . . بازيهائى كه اختراعات آن عهد بوده اجرا سازند پذيرائى پادشاه اطريش از مظفر الدين شاه يكى از سفرا نقل ميكرد كه در موقع مسافرت اعليحضرت شاهنشاهى باروپا اياميكه در وين پاى تخت اطريش و مجارستان شرف نزول ارزانى فرموده بودند پادشاه و امپراطور عظيم الشأن اطريش و مجارستان فرانسوارژوزف كه در واقع پدر تمام سلاطين دنيا است و امروز كه ما مشغول تحرير اين كتاب هستيم شصت سال تمام است كه بر اريكه سلطنت و جهان‌بانى تكيه فرموده و سن شريفش هم بايد